مرتضى مطهرى

223

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مولاى متقيان على عليه السلام كه حتى ديگران درباره‌اش گفتند قاتل او همان عدل و مساواتش بود : وَ قُتِلَ فى مِحْرابِهِ لِشِدَّةِ عَدْلِهِ . دشمن طاووس آمد پرّ او * اى بسا شه را بكشته فرّ او گفت من آن آهوم كز ناف من * ريخت آن صياد خون صاف من على ، شهيد عدالت راستى كه علىّ مرتضى مجسمهء عدل و نمونهء رحمت و محبت و احسان بود . امشب شب ضربت خوردن اين شهيد عدالت است ، ضربتى كه در راه تصلب و انعطاف‌ناپذيرى از حق و عدالت و دفاع از حقوق انسان خورد و در عين حال همين ضربت به مرارتها و مجاهدتها و مشقتها و رنجهاى او در اين راه خاتمه داد و او را در حال انجام وظيفه از پا درآورد ، ضربتى كه خود او را آسوده كرد اما جهان اسلامى را تا ابد در مرگ چنين امام عادلى - كه اگر حكومتش مدتى ادامه پيدا مىكرد ، جامعهء نمونهء كامل و درخشان اسلامى جامهء عمل مىپوشيد - سوگوار ساخت . اينكه خود او را آسوده و راحت كرد و از نظر شخص خودش آسايش يافت ، تعبيرى است كه از كلام خودش اقتباس كرده‌ام . در همان حال كه در اثر آن ضربت در بستر افتاده بود فرمود : مَثَل من مَثَل تشنه‌اى است كه در شب تاريك در صحراى بىپايانى در جست و جوى آب روان باشد و ناگهان به آب برسد ، و من هميشه از خداوند مىخواستم كه هروقت مقرر شده بميرم در بستر نميرم ، در راه خدا كشته شوم و اين آرزوى من بود كه به آن رسيدم : وَ ما كُنْتُ الّا كَقارِبٍ وَرَدَ وَ طالِبٍ وَجَدَ « 1 » . چه عدالتى موجب شهادت على شد ؟ به هر حال چون امشب چنين شبى است ، در طليعهء سخنم در اين چند شب شمه‌اى از عدالتها و احسانهاى مولاى متقيان عرض مىكنم و در اطراف اين كلمه توضيح مىدهم كه چگونه عدالت على عليه السلام قاتلش شد و چگونه تصلبش در اين راه ، آشوبها و فتنه‌ها از طرف آنها كه عدالت على مستقيماً بر ضرر آنها بود به پا كرد ، و اين عدالت چه جور عدالتى بود ؟ آيا يك عدالت صرفاً اخلاقى بود نظير آنچه مىگوييم

--> ( 1 ) . نهج‌البلاغه ، نامهء 23 .